♪♫ Samvel Son Band ♪♫

The best of Samvel Son Band CEO Music Comp By Sannyveall Fakhiyemanis(Sassan Fakhimi) no : Sam 1

سمفونی چیست ؟
ساعت ۱۱:٠٧ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱٩ شهریور ۱۳۸۸  کلمات کلیدی:

 

 

 

 

 

 

     سونات چیست ؟

     مودلاسیون چیست؟

     سمفونی چیست؟

 

لطفا  حتما به ادامه مطلب مراجعه فر مایید  

 


سونات:

قطعه موسیقی که معمولآ برای یک یا دو ساز نوشته شده و در بیش از یک موومان اجرا می شود

ریشه ومبدا:

سونات یا در واقع همان سوناتا (Sonata) از ریشه لاتین - ایتالیایی به معنی صدا دادن و نواختن (to sound , toplay) است که در موسیقی برای قطعه ای بکار برده می شود که شما در آن تضاد را می توانید احساس کنید.

این اصطلاح موسیقی در قرن هفدهم هنگامی که بتدریج موسیقی آوازی (
Vocal) از موسیقی سازی (Instrumental
) جدا شد، مورد استفاده قرار گرفت. پیش از دوران کلاسیک از این اصطلاح برای بسیاری از فرم های موسیقی بدون کلام استفاده می شد، به همین دلیل نوعی ابهام در درک از معنی و مفهوم سونات در این دوره ها مشاهده می شود که به تدریج با پیداش و گذر دورهای مختلف موسیقی، سونات شخصیت خاص خود را پیدا کرد و به آنچه ما امروز می شناسیم تبدیل شد.

پایه گذاری فرم سونات در دوران کلاسیک آنقدر محکم و دقیق انجام گرفت که بتدریج در دوران رمانتیک این فرم توانست مبدا پیدایش انواع فرمهای موسیقی ارکسترال و کنسرتی - مانند سمفونی - شود. از جمله اولین آهنگسازان بزرگی که بنای سونات به معانی امروزی را پایه ریزی کردند می توان به هایدن، موتزارت و بتهوون اشاره کرد.

برخی از سونات ها دارای بخشهای دو قسمتی هستند (دقت کنید نه به معنای دو موومان) ، به اینصورت که در قسمت اول موسیقی، آهنگساز پس از جا انداختن یک گام مشخص به سمت گام جدیدی مدولاسیون می کند و در قسمت دوم از گام جدید به گام اولیه باز می گردد و آن بخش از موسیقی را به پایان می رساند.

به فرم نوعی از موسیقی که این حالت در آن رعایت می شود، فرم دوتایی یا
Binary گفته می شود، معمول بر این است که از لحاظ اندازه این دوقسمت با یکدیگر مساوی باشند. دقت کنید که فرم Binary
ممکن است در یک یا چند موومان و یا حتی بخشی از یک موومان اجرا شود.

در بسیاری دیگر از موارد نیز آهنگساز ترجیح می دهد تا برای ساخت سونات از ساختارهای سه بخشی استفاد کند که در اینصورت بخش اول را عینآ و یا با تغییر مختصری پس از قسمت دوم می آورد، به این فرم، فرم سه تایی یا
Ternary گفته می شود.

مودلاسیون:

مدولاسیون برای فرار از یکنواختی و همچنین ایجاد تضاد جزء جدا نشدنی سونات محسوب می شود. در فرم های استاندارد، اگر سونات در یک گام بزرگ شروع شود هنگام مدولاسیون به گامی بزرگ در فاصله پنجم پایه می رود و اگر گام اصلی کوچک باشد به گام بزرگ نسبی مدولاسیون می شود. بنابراین برای مثال اگر قسمت ابتدایی سونات در دو ماژور باشد به سل ماژور مدولاسیون می گردد و اگر در دو مینور باشد به می بمل ماژور.

لزومی ندارد که آهنگساز به یکباره عمل مدولاسیون را انجام دهد و یا اینکه تنها همین دو مدولاسیونی را که از آنها نام بردیم بکار ببرد. ممکن است آهنگساز در میان قسمتها نیز مدولاسیون های کوچک انجام دهد. بعنوان مثال ممکن است از دو ماژور برای مدت کوتاهی به ر بمل ماژور برود، سپس به ر ماژور و پس از آن تازه به گام فاصله پنجم یعنی سل ماژور.

مثال دیگر سونات پاتتیک بتهوون است که در آن آهنگساز قبل از رفتن به می بمل ماژور به دو ماژور می رود و سپس به دو مینور بازگشته به می بمل ماژور می رود.


تضاد یا آپوزیت(کنتراست)

آهنگساز در عین استفاده از غالب های دوتایی و یا سه تایی، باید مد نظر داشته باشد در موسیقی او یک بخش شرح اولیه (exposition)، یک قسمت بسط و توسعه که در تضاد با قسمت اول است (development) و در نهایت یک قسمت تکرار و یادآوری اولیه (recapitulation) گنجانده شده باشد.

در قسمت توسعه (
development
) معمولآ ایده های موسیقی اصلی با حالتی متضاد از لحاظ ریتم، ملودی و ... اولیه نوشته می شود. در این قسمت آهنگساز می تواند برخلاف اکسپوزیشن با تنالیته بازی کند، چرا که نیازی به تلقین آن به شنونده را ندارد.

از نکات بارزی که در
development باید رخ دهد آن است که موسیقی باید به نقطه اوج خود یا همان Climax برسد. آهنگساز می تواند در development نیز از تکرار استفاده کند و سپس در قسمت recapitulation
به یادآوری تم اولیه سونات بپردازد.

سمفونی:

واژه «سمفونی» از ریشه یونانی Sym به معنی با هم و Phons به معنی صدا گرفته شده است. اغلب افرادی که اثری را شنیده و یا به تماشای ارکستری می‌روند، از خود می‌پرسند که یک سمفونی چگونه شکل می‌گیرد و یا چه چیزی یک اثر سمفونی را از دیگر کارهای ارکستری متمایز می‌سازد؟

در ابتدا اصطلاح «سمفونی» برای انواع صداهای ساز، انسان و یا آمیزه‌ای از هر دوی آن‌ها به کار می‌رفته است. امروزه این واژه برای اثری به کار می‌رود که برای ارکستر نوشته شده باشد. سمفونی معمولا بدون کلام تنظیم می‌شود.

مشخصه اصلی یک سمفونی این است که از چهار موومان و گاهی هم بیشتر به وجود می‌آید و در میان این چهار موومان، فرم موومان اول در آنچه ما سمفونی کلاسیک می‌نامیم به روشنی نمایان است و حال به بررسی این چهار موومان می‌پردازیم:

موومان اول: موومان اول یک سمفونی در فرم سونات (Sonata Form) می‌باشد. فرم سونات دارای دو تم یا دو ملودی متمایز است.

این فرم را می‌توان همچون نمایشنامه‌ای تشبیه کرد که دارای دو شخصیت اصلی است.

تم اصلی را می‌توان به قهرمان مرد تشبیه کرد که مثبت و قوی است و تم دوم (فرعی) را می‌توان به قهرمان زن تشبیه کرد که تغزلی و لطیف است.

معمولا قبل از ارائه یک اثر سمفونی ابتدا مقدمه‌ای وارد می‌شود، در واقع سمفونی دارای اورتور می‌باشد، مثل چند آکورد و یا یک مقدمه طولانی‌تر و یا ممکن است بدون مقدمه و با ارائه مستقیم و با ورود تم اصلی آغاز گردد.

«موتیف» در سمفونی بسیار با اهمیت است و در واقع ساختار آن اثر را مشخص می‌کند حال در مرحله دوم از موومان اول می‌خواهیم آن‌را بسط و گسترش دهیم.

در این مرحله و ضمن بسط است که آهنگساز بالاترین حد از مهارت و استادی خود را نمایان می‌سازد. هر دو تم در الگویی که دائما در حال تغییر است، پس و پیش و درهم بافته می‌شوند و در مرحله سوم که «مرور» نام دارد دو تم اصلی تکرار می‌شوند، و آهنگساز آن‌را به نتیجه پر معنی و مهمی می‌رساند و موومان ممکن است با یک کودا (Coda) به پایان رسانده شود.

موومان دوم: بعد از پایان هر موومان سکوتی شنیده شده و موومان بعدی آغاز خواهد شد. همیشه و به طور معمول موومان دوم یک سمفونی درست در تقابل با موومان اول آن می‌باشد.

برای مثال اگر موومان اول قدرتمند ظاهر شود موومان دوم دارای حالتی آرام خواهد بود. اگر آهنگساز در نظر داشته باشد که دوباره همان فرم سونات را اجرا کند، کار خود را با حالت یک موومان آهسته منطبق می‌سازد.

گاهی ممکن است آهنگساز از فرم «روندو» برای موومان دوم استفاده کند.

فرم روندو و قالب شعری است که وجه مشخصه آن بند گردانی می‌باشد که در فواصل منظم در شعر تکرار می‌شود و در قرون وسطی مورد علاقه تروبا دورهای فرانسوی (خنیاگران دوره‌گرد) بود. هنگامی که آهنگسازان به استفاده از فرم روندو در سمفونی روی آوردند سعی کردند به طرق مختلف آن‌را گسترش دهند و در واقع آن‌را غنی‌تر سازند و شکل کلی آن‌را کامل کنند. به هر حال آهنگساز مجبور نیست فرم خاصی را برای سمفونی انتخاب کند چرا که او در این امر آزاد است. انتخاب فرم سمفونی بستگی به موضوعی دارد که آهنگساز در ذهن می‌پروراند در واقع باید دید چه چیز مد نظر اوست. آیا ذهنیتی خاص است؟ آیا برداشتی آزاد دارد؟ و . . . اما معمولا موومان دو در تقابل با موومان اول آهسته است.

موومان سوم: معمولا سبک‌ترین و شادترین بخش یک سمفونی موومان سوم آن می‌باشد. این بخش از سمفونی می‌تواند زیبایی و لطافت یک «منوئه» (Minuet) را داشته باشد. در واقع از انواع رقص‌ها در سمفونی به بهترین شکل استفاده می‌شود.

«منوئه» نیز در واقع یک رقص روستایی فرانسوی بوده است. این نوع از رقص نیز همچون تمامی رقص‌ها در مسیر ورود به تالارهای رقص دچار تغییرات فراوانی شده است. منوئه در ابتدا از گام‌های میزان‌بندی شده آهسته تشکیل می‌شد که کم کم جای خود را به حرکات قوی و شدید داد و به تدریج شاد و جسورانه شد تا این که در سمفونی‌های هایدن دوباره به اصل روستایی و قدرتمند خود بازگشت.

بتهوون از آهنگسازانی بود که انواع مختلفی از منوئه نوشته است. او به جای منوئه با وقار چیزی قرار داد که سرزنده‌تر و مهیج‌تر باشد. او همچنین به برخی از منوئه‌های خود عنوان «اسکرتزو» داد. این واژه «اسکرتزاره» (Scherzare) ایتالیایی و به معنای شوخی کردن می‌باشد.

موومان چهارم:

در این موومان نیز آهنگساز آزاد است از هر فرمی مثل روندو یا سونات و یا یک تم و واریاسیون استفاده کند اما ملودی جدید او باید به نوعی باشد که بتواند تغییرات و دگرگونی‌های بسیاری را در خود بپذیرد در واقع ملودی او باید انعطاف‌پذیر باشد. به نوعی می‌توان گفت این قسمت آزمون تخیل و مهارت آهنگساز است.

برای مثال سمفونی چهارم برامس دارای سی و یک واریاسیون در یک تم می‌باشد. هر چهار موومان با هم در ارتباطی واحد و تنگاتنگ قرار گرفته‌اند.

یک سمفونی شامل شرح و بسط‌های طولانی و بسیار پیچیده‌ای است. برای این‌که بتوان سمفونی را شناخت و مواردی که شرح آن گذشت را درک کرد باید بسیار مطالعه کرد و آثار بسیاری از بزرگان موسیقی را شنید.

پوئم سمفونی: نوع دیگری از سمفونی وجود دارد به نام «پوئم (Poeme) سمفونی» که در آن از کلام استفاده می‌شود. برای این‌که این نوع از سمفونی را بهتر بشناسیم به طور مثال از یک سمفونی شعر اجرا شده در داخل کشور با موضوع تاریخ ایران که توسط «دکتر ریاحی» ساخته و در سال 74 اجرا شده، نام می‌بریم.

ایشان در حدود چهار دهه تاریخ ایران را مطالعه کردند تا با حس و حال آن دوران کاملا آشنا شوند و سپس این اثر را در چهار موومان تنظیم کردند. زمان اجرای هر موومان در حدود 10 دقیقه بوده که در واقع می‌توان گفت در کل یک سمفونی 45 دقیقه‌ای را شامل شده است.

چهار موومان این سمفونی شامل دوران‌های قبل از انقلاب، دوران انقلاب، دوران جنگ و دوران سازندگی بود. هر کدام از بخش‌های الهام گرفته از اشعار سروده شده، شعارهای مربوط به آن دوران و . . . بوده است.

هر کدام از موومان‌ها توسط خواننده‌ای و با اشعاری که رنگ و بوی آن دوران را داشت خوانده شد.

سمفونی در دوره رمانتیک: در این دوره «یوهان برامس» با در هم آمیختن حال و هوای موسیقی رمانتیک با فرم کلاسیک راه نوینی را گشود و همین کار او باعث شد که بسیاری از موسیقیدانان مقام او را تا حد باخ و بتهوون ارتقا دهند.

«گوستاو مالر» در آزادی فرم، بسیار پیشروی کرد به طوری که آثار سمفونی او پر از تم‌های شاد، کودکانه، عامیانه و . . . می‌باشد. گوستاو مالر حال و هوای رمانتیک را به اوج بیان احساسات رساند.

«پیتر ایلیچ چایکوفسکی» موسیقی‌ای را تصنیف کرد که قوی، پر شور و گرم بود. کمتر آهنگسازی می‌تواند دوستداران موسیقی را این‌گونه مجذوب اثر خود کند و او در این زمینه بسیار موفق عمل کرد.

چایکوفسکی شش اثر سمفونی دارد که از میان آن‌ها سمفونی‌های چهارم، پنجم و ششم که به عنوان «پایه تیک» معروف هستند از مقبولیت بیشتری برخوردارند.